المحقق السبزواري
830
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
« و ليكن أبعد رعيّتك منك ، و أشنأهم عندك ، أطلبهم لمعائب النّاس ؛ فإنّ فى النّاس عيوبا ، الوالي أحقّ من سترها ، فلا تكشفنّ عمّا غاب عنك منها ، فإنّما عليك تطهير ما ظهر لك ، و اللّه يحكم على ما غاب عنك ، فاستر العورة ما استطعت يستر اللّه منك ما تحبّ ستره من رعيّتك . » « و بايد كه بوده باشد دورترين رعيّت از تو و دشمنترين ايشان نزد تو طلبكنندهترين ايشان عيبهاى مردم را . پس ، به درستى كه در ميان مردم عيبهاست كه والى سزاوارتر است به پوشانيدن آن عيوب . پس ، كشف مكن و آشكار مساز آن چيزى را كه غايب است از تو از آن عيبها ؛ چه نيست بر تو ، مگر تطهير و اصلاح آنچه ظاهر شد بر تو از آن عيوب و خداى عز و جلّ دون ديگرى حكم مىكند به آنچه غايب است و مستور است . يعنى ، هر گناهى كه بر والى ثابت شد بايد كه حدّ و تعزيرى كه متعلّق به آن است استعمال كند [ 207 ب ] و از تفحّص و تجسّس احتراز كند . پس ، بپوشان زشتى و بدى را تا بپوشاند خداى عز و جلّ از تو آنچه دوست مىدارى پوشيده بودن آن را از رعيّت . » « أطلق عن النّاس عقدة كلّ حقد ، و اقطع عنك سبب كلّ وتر ، و تغاب عن كلّ مأ لا يضح لك ، و لا تعجلنّ إلى تصديق ساع ، فإنّ السّاعى غاشّ ، و إن تشبّه بالنّاصحين . » « بگشاى از مردمان گره هر كينه را . يعنى ، دل خود را از كينهء خلق پاك كن يا دلهاى مردم را از كينه پاك كن به آنكه ايشان را بر مودّت دارى و اصلاح ذات بين كنى . و قطع كن از خود سبب هر انتقام را و تغافل كن از هرچيزى كه نزد تو به صحّت نرسيده باشد و برهان آن واضح نگرديده باشد . و تعجيل مكن به تصديق قول غمّاز كه سعى مىكند و به شتاب مىرود نزد حكّام جهت بدگويى مردم . پس ، به درستى كه ساعى خالص نيست و غشّ دارد در دل و اگرچه خود را شبيه به ناصحان بازنمايد . » « و لا تدخلنّ في مشورتك بخيلا يعدل بك عن الفضل ، و يعدك الفقر ، و لا جبانا يضعفك عن الأمور ، و لا حريصا يزيّن لك الشّره بالجور ، فإنّ البخل و الجبن و الحرص غرائز شتّى يجمعها سوء الظّنّ باللّه . » « داخل مساز در مشورت خود بخيل را كه مىگرداند تو را از فضل و احسان ، و وعده